محمدمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

(◡‿◡✿) خان گوگولي بابا (✿◠‿◠)

تولدت مبارك پسر گل مامان

      امروز تولد 3 سالگي خان پسر رو برگزار كرديم خيلي وقت بود منتظر اين روز بود فقط به عشق اينكه شمع هاي روي كيك رو فوت كنه ! خودت ميدوني چقدر دلم ميخواد فدات بشم عزيزم . بابا و مامان و آبجي پري ناز همه با هم يه تولد خوشگل كوچولو گرفتيم . خان پسر بابايي خيلي شاد شد و ما از شادي اون شادتر آخه همگي عاشقشيم ...             محمد دوستداشتني ما خيلي از اين قسمت حالا بيا شمع هارو فوت كن خوشش اومده بود و ول كن قضيه نبود دائم با فندك شمع هارو روشن مي كرد بعد با جيغ و هيجان اونارو فوت مي كرد . ...
9 تير 1391

عطر خواستنت

ميـــــــ ـان دِلتَنگــــــي هايَــــــم باشــ ـــــــ تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم....... تا بــــه ياد داشـــ ـــته باشَمَـــــت..... تا بويَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم.... تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــي.... تَـــــــ ـمامِ دُنيـــ ــــام قَلبَــــمه.... دنيـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو..... تا بِدانــــ ـــي ميانِ ثانيــــ ـــه هايِ دِلتَنگيـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داريــــ ـــ.... فَــقَط تـــ ــــو   ...
24 خرداد 1391

خاطراتت رو دوست دارم

// خاطراتت هم برام قشنگه عزیزم محمد دوستت دارم محمد عشق مني محمد نازنينم فداي تو مامان >" /> >ll" /> دوست دارم یه عالمه دوست دارم به تعداد اولین نفس حضرت آدم تا آخرین نفس آخرین آدم دوست دارم به وسعت قلب کوچیکم  میدونم خیلی کمه ولی قلبه هر کس تموم زنگیه اونه  دوست دارم میدونی چرا؟؟؟؟؟؟؟ چون بهترین چیزایی که تو دنیا هستن یکی هستن مثل مادر پدر خورشید ماه خدا حتی خود تو.......... ...
24 خرداد 1391

من مادرم

       مادر ... مادر يعني داشتن يه اعصاب فولادي براي وقتي كه وروجك كتابش رو با قيچي مثل پازل 500 تكه ميكنه و انتظار داره بشيني با صبر و حوصله اونها رو بهم بچسبوني! مادر يعني فرشته اي كه با چوب جادو بتونه اسباب بازي ني ني رو درست كنه ، اسباب بازي گروني كه شيطونك دل و جگرش رو درآورده!       مادر ... مادريعني هم صحبت شدن با كوچولوي نيم وجبي كه وقتي راجع به موضوع مهمي با همسرت حرف مزني ميخواد كه روي صحبت با اون باشه و مدام صورتت رو با دستش به طرف خودش بر مي گردونه. مادر يعني همراه شدن با كوچولويي كه وقتي تيتراژ پاياني يه سريال مياد چون نمي فهمه چي شد همش ازت مي پرسه : هان .. ها...
21 ارديبهشت 1391